صفون

لغت نامه دهخدا

صفون. [ ص ُ ] ( ع مص ) بر سه پای استاده شدن اسپ و سرسم چهارم را بر زمین نهادن. ( منتهی الارب ). بر سه پای ایستادن اسب و بر کناره سم چهارم. ( ترجمان علامه جرجانی ). قدم بهم باز نهادن و بر سه پای ایستادن اسب و بر کناره سم چهارم. ( تاج المصادر بیهقی ). || صف بستن مرد به هر دو پای خویش. ( منتهی الارب ). || زدن کسی را بر زمین. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با صفون

💡 عبدالله و على پيش از صفون وفات يافتند از اينرود بنا بقرار داد، صفوان تا زنده بودنماز و روزه و زكوة و حج براى ايشان بجا ميآورد در مدينه سنه 210 وفات يافتحضرت جواد(ع ) براى او وسائل غسل (حنوط) و كفن فرستاد دستور داداسمعيل بن موسى بن جعفر(ع ) بر او نماز بگزداد. از كثرت پرهيزكارى اونقل شده كه يكى از همسايگانش در مكه دو دينار داد كه بكوفه برساند. صفوان گفت منشتر سوارى خود را كرايه كرده ام، براى چنين كارى از صاحب آن اجزه ندارم، مهلتخواست تا از شتردار اجازه بگيرد، رفت و رخصت گرفت (16).

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز