لغت نامه دهخدا
صفاپرورد. [ ص َ پ َ وَ ] ( ن مف مرکب ) صفاپرورده. آنچه یا آنکه از صفا سرشته باشد. آنچه با صفا پرورده باشد:
می عاشق آسا زرد به، همرنگ اهل درد به
درد صفاپرورد به، تلخ شکربار آمده.خاقانی.
صفاپرورد. [ ص َ پ َ وَ ] ( ن مف مرکب ) صفاپرورده. آنچه یا آنکه از صفا سرشته باشد. آنچه با صفا پرورده باشد:
می عاشق آسا زرد به، همرنگ اهل درد به
درد صفاپرورد به، تلخ شکربار آمده.خاقانی.
( صفت ) آنکه یا آنچه از صفا سرشته و پرورده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت بلبل که شد چمن پیرا که چمن را بدین صفا پرورد
💡 می عاشقآسا زرد به، همرنگ اهل درد به درد صفا پرورد به تلخ شکربار آمده