لغت نامه دهخدا
( صریح اللهجة ) صریح اللهجة. [ ص َ حُل ْ ل َ ج َ ] ( ع ص مرکب ) رک گوی. آنکه سخن بکنایت نگوید بلکه آنچه در دل دارد آشکارا بیان کند. || بی باک در گفتار. رجوع به صریح شود.
( صریح اللهجة ) صریح اللهجة. [ ص َ حُل ْ ل َ ج َ ] ( ع ص مرکب ) رک گوی. آنکه سخن بکنایت نگوید بلکه آنچه در دل دارد آشکارا بیان کند. || بی باک در گفتار. رجوع به صریح شود.
۱. کسی که مطلب خود را صریح و آشکارا می گوید.
۲. آن که هرچه در دل دارد آشکارا بیان می کند، رک گو.
آنکه آشکارا آنچه در دل دارد بیان کند رک گو.
رک گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارلسن از منتقدان صریح اللهجه ترقیخواهی، و مهاجرت است و از ملی گرایان آمریکایی توصیف شدهاست. کارلسن که از حامیان سیاست اقتصادی لیبرترین بود این ایدئولوژی را به این خاطر که در کنترل بانکها است مورد انتقاد قرار داد و یک حمایتگرا شد. او در سال ۲۰۰۴ پشتیبانی اولیه خود از جنگ عراق را پس گرفت و از آن زمان نسبت به مداخلههای خارجی ایالات متحده بدبین بودهاست.