صبح لوا
متضادها
صبح صادق
لغت نامه دهخدا
صبح لوا. [ ص ُ ل ِ ] ( ص مرکب ) درخشان درفش. پیروزمند. ظفرمآب:
هم ز بالا به چه افتید چو خورشید به شام
گر ستاره سپه و صبح لوائید همه.خاقانی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - درخشان درفش. ۲ - پیروزمند ظفرماب.
جمله سازی با صبح لوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گمان به بانگ عشا برده بود تا در دید رسانده بود به عیوق شاه صبح لوا
💡 درید جوزا جیب و برید پروین عقد گذاشت مهر دواج و فکند صبح لوا