لغت نامه دهخدا
شیرینی فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) شیرینی پز. قناد. حلوایی. شیرینی ساز. ( یادداشت مؤلف ).
شیرینی فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) شیرینی پز. قناد. حلوایی. شیرینی ساز. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشنهاد میشود هر فردی که از شهر استانبول و با تور استانبول بازدید میکند، حداقل ۱ روز از وقت خود را صرف گشت و گذار در خیابان ۱/۴ کیلومتری و زیبای آن کنند. در خیابان استقلال انواع بوتیک، فروشگاه موسیقی، کتابفروشی، گالری هنری، سینما، تئاتر، کتابخانه، کافه، بار، کلاب با اجرای موسیقی زنده، شیرینی فروشی تاریخی، شکلات فروشی و رستوران وجود دارند.
💡 او که مالک ویلای ییلاقی وسیع و شیرینی فروشی گرانقیمت لاله در بابل است، در ۱۳۹۸/۰۷/۰۵ و در هنگام انتقال بخشی از اموالش در یک بنگاه معاملاتی در این شهر دستگیر شد.