شیرین عبارت
لغت نامه دهخدا
شیرین عبارت. [ ع ِ رَ ] ( ص مرکب ) شیرین سخن. شیرین زبان. خوش بیان. شیرین گفتار:
مپندار از لب شیرین عبارت
که کامی حاصل آید بی مرارت.سعدی.رجوع به مترادفات کلمه شود.
فرهنگ فارسی
شیرین سخن و شیرین زبان
جمله سازی با شیرین عبارت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به خنده زان لب شیرین عبارتی بگشای به نکته منطق طوطی خوشسخن بشکن
💡 بچم چون شاخ گل ایشاهد بزم بخوان ای مطرب شیرین عبارت
💡 مپندار از لب شیرین عبارت که کامی حاصل آید بیمرارت
💡 حلاوت سخنش کام جان کند شیرین عبارتی ز لبش هر که در بیان آرد
💡 عمارت کف فرهاد ناید از شیرین عبارت لب شیرین نیاید از فرهاد
💡 عبارت از حیات جاودان چیست؟ لب شیرین آن شیرین عبارت
💡 او با استفاده از آن شیرین عبارت و کلمات انتخاب شده با دقت، توانست در سخنرانی خود تأثیر عمیقی بر ذهن و قلب مخاطبان بگذارد.
💡 آن نامه با آن شیرین عبارت و لحن بسیار محترمانه، توانست دل آن شخص ناراضی را به راحتی به دست آورد و او را متقاعد کند.
💡 در متون ادبی، نویسندگان همواره تلاش میکنند تا با به کار بردن آن شیرین عبارت، زیبایی زبان فارسی را به بهترین شکل ممکن نشان دهند.