شیرین خوی
مترادفها
خوشخلق، مهربان، خوشرفتار
متضادها
تلخ خوی، بدخلق، تندخو
لغت نامه دهخدا
شیرین خوی. ( ص مرکب ) خوشخوی. ( یادداشت مؤلف ). که خلق و خوی خوش دارد:
نگارین روی شیرین خوی عنبرموی سیمین تن
چه خوش بودی در آغوشم اگر یارای آنستی.سعدی.
فرهنگ فارسی
خوشخوی که خلق و خوی خوش دارد
جمله سازی با شیرین خوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگارین روی و شیرین خوی و عنبربوی و سیمین تن چه خوش بودی در آغوشم اگر یارای آنستی