لغت نامه دهخدا
شیرتر. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان فومن. سکنه آن 228 تن. آب آن از رودخانه ماسوله. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
شیرتر. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان فومن. سکنه آن 228 تن. آب آن از رودخانه ماسوله. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهنگ مرگ بسیاری بیفکند است مردان را که ازهر شیرمردی شیرتر بودند در جولان