شیر طالع

لغت نامه دهخدا

شیرطالع. [ ل ِ ] ( ص مرکب ) مسعود. جوانبخت. آنکه طالعش در برج اسد است. ( یادداشت مؤلف ):
منم گاودل تا شدم شیرطالع
که طالع کند با دل من نزاعی
ازین شیرطالع بلرزم چو خوشه
که از شیر ترسد دل هر شجاعی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

مسعود جوانبخت آنکه طالعش در برج اسد است.

جمله سازی با شیر طالع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ازین شیر طالع بلرزم چو خوشه که از شیر لرزد دل هر شجاعی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران