شکول

مترادف‌ها

شکل، صورت، هیئت

لغت نامه دهخدا

شکول. [ ش ُ ] ( اِ ) جلدی. چابکی. چستی. چالاکی. تیزدستی. ( ناظم الاطباء ). جلدی و چابکی. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از برهان ).
شکول. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شَکل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شکل شود.

جمله سازی با شکول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لیالی بعد الظاعنین شکول طوال و لیل العاشقین طویل

💡 سال‌ها بعد، این رشته نوجوانان و جوانان قهرمانی هم‌چون: مجتبی ولی پور، شهنام نظرپور، حمید کریمی، علی شکول، حامد بذمی، محمد دوام، محمد امین مهرآیین و امیرحسین رحیمیان، در خود گنجاند و به عرصه شیرجه حرفه‌ای روانه کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران