شکم دار

مترادف‌ها

شکم‌بزرگ، شکم‌گنده

لغت نامه دهخدا

شکم دار. [ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) کلان شکم. ( ناظم الاطباء ). کسی که شکم کلان داشته باشد که آنرادر عرف هند، توندله خوانند. ( آنندراج ):
همی شد ز تشبیه اومعتبر
فلک بودی از این شکم دارتر.ظهوری ( از آنندراج ).|| قرابه یا خم که قسمتی از آن فراخ باشد. ( یادداشت مؤلف ). || جادار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] پرخور.
۲. ویژگی کسی که شکم بزرگ دارد.

فرهنگ فارسی

کلان شکم کسی که شکم کلان داشته باشد و آنرا در عرف هند توندله خوانند.

جمله سازی با شکم دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گل‌های آن ناشکوفا، دارای سطحی صاف و خشن و متمایل به رنگ سبز که در قاعده شکم دار و در انتها شکل و گرده افشانی آن به وسیله باد صورت می‌پذیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران