شکم چران

لغت نامه دهخدا

شکم چران. [ ش ِ ک َ چ َ ] ( نف مرکب ) شکم خواره. شکم باره. آنکه سربار سفره و غذای دیگران باشد. مفتخوار. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

شکم خواره شکم باره آنکه سر بار سفره و غذای دیگران باشد.

جمله سازی با شکم چران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غضبی شدید بر وجودش هجوم آورد که، همچون تندباد، تلاش‌هایش را برای رضا به قضا دادن و کوشش‌هایش را برای بی‌تفاوت ماندن می‌روفت. نمی‌توانست این حقیقت را از خود کتمان کند: دیگر چیزی نبود که به آن دل ببندد، هیچ چیز، همه چیز بر باد فنا رفته بود؛ بورژواها، مانند کسانی که به پیک نیک بروند بر ویرانه‌های شکوهمند کلیسا - تلی از آوار، که مشتی مردمان وقیح، با رفتار مستهجن و مزاح‌های قبیح حرمتش را زیر پا می‌گذاشتند - جمع می‌شدند، شکم چرانی می‌کردند و تا می‌توانستند تنقلات می‌خوردند، که گویی آنجا محل تفریح و تفرج باشد. آیا خداوند هولناک سفر آفرینش و مصلوب پریده رنگ جلجتا، حداقل یک بار دیگر، برای اثبات وجودشان، عزم نمی‌کردند که طوفان‌های زیر و زبرکننده را بر پا دارند، باران‌های آتشین را، که در گذشته شهرهای مستوجب عقوبت و بلاد فرورفته در تباهی را به ویرانی کشانده بودند، باز برافروزند؟ آیا این لجن همچنان جاری می‌شد و این جهان کهنه و پوسیده را، که بر آن جز بذرهای بیدادگری نمی‌روییدند و از آن جز خرمن رسوایی و روسیاهی درو نمی‌کردند، فرا می‌گرفت؟

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز