شکر پرداز

لغت نامه دهخدا

شکرپرداز. [ ش ُ پ َ ] ( نف مرکب ) شکرگزار و سپاس گوی. ( ناظم الاطباء ). سپاسگزار. ثناگوی:
هر سر خاری زبان شکرپردازی شده ست
محمل لیلی همانا در بیابان آمده ست.صائب تبریزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

شکر گزار و سپاسگوی ثنا گوی

جمله سازی با شکر پرداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدف در بحر هنگام شکر پردازی لعلت فراهم‌کرده موج خجلت وگوهر برآورده