لغت نامه دهخدا
شکردیدن. [ ش ِ ک َ دی دَ ] ( مص ) شکار کردن. || گریزاندن و گریختن فرمودن. || شکستن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شکردن و شکریدن شود.
شکردیدن. [ ش ِ ک َ دی دَ ] ( مص ) شکار کردن. || گریزاندن و گریختن فرمودن. || شکستن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شکردن و شکریدن شود.
شکار کردن یا شکستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه کس را نمی شود حاصل لذت شکر از شکر دیدن
💡 شبلی گوید شکر دیدن منعم بود نه دیدن نعمت.