لغت نامه دهخدا
شوریده سخن. [ دَ / دِ س ُ خ َ ] ( اِ مرکب ) سخن یا سخنان که به هم مربوط نیست. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص مرکب ) که کلام نامربوط دارد. پریشان گوی: الخطل؛ تباه و شوریده سخن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
شوریده سخن. [ دَ / دِ س ُ خ َ ] ( اِ مرکب ) سخن یا سخنان که به هم مربوط نیست. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص مرکب ) که کلام نامربوط دارد. پریشان گوی: الخطل؛ تباه و شوریده سخن شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
پریشان گوی یا که کلام نا مربوط دارد
💡 مرا زین طبع شوریده سخن نیکو همی آید چراغم من، مرا باشد دهن تیره زبان روشن