شورمزه

لغت نامه دهخدا

شورمزه. [ م َ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) که طعم شور داشته باشد.

فرهنگ فارسی

آنچه طعم شور داشته باشد

جمله سازی با شورمزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضی از آنافل‌ها در آب‌های جاری تخم‌ریزی می‌کنند (مانند آ. فلوویاتیلیس)، برخی در آب‌های شورمزه (مانند آ. سومدایکوس) و گروهی در چاه‌ها، آبگیرها، چشمه‌ها، یا منابع آب که بر بلندی جاگذاری شده باشد (مانند آ. استفنسی). آگاهی از عادت تخم‌ریزی پشه‌ها برای انجام عملیات ضدلارو ضروری است.

💡 یکی از مهم‌ترین غذاهای شناخته شده کولیچه و شورمزه یا همان نخود است (کولیچه خمیری از آرد گندم است که در داخل روغن سرخ می‌کنند و نخود را در آن می‌ریزند و بمانند ساندویچ صرف می‌شود)

💡 شیرین، تلخ، شور، ترش، دِبش، لب ترش، گس، تند، زبان گز، مَلَس، لب شور، شورمزه، ترش و شیرین، میخوش.

💡 شاه‌گز گونه خاص و مشهور گز در جنوب ایران، درختی است کهن‌سال، این درخت به علت رسیدن ریشه‌اش به آب سطحی زمین عمر طولانی دارد، گویند که در بعضی مناطق گرمسیر بیش از هزار سال عمر کرده است. غالباً بیشترین ارتفاع این درخت به ۱۰ تا ۱۵ متر می‌رسد. گز درختی است دارای برگ‌هایی باریک، نوک تیز و فشرده به هم و شورمزه دارد که حتی مورد تغذیه حیوانات نیز قرار نمی‌گیرد.