شهزادگی

لغت نامه دهخدا

شهزادگی. [ ش َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) مخفف شاهزادگی:
مر او را بشاهی و شهزادگی
به افراسیاب ملک انتساب.سوزنی.رجوع به شاهزاده و شاهزادگی شود.

جمله سازی با شهزادگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراو را بشاهی و شهزادگی بافراسیاب ملک انتساب

💡 شاهی که خیزد نور شهزادگی از جبههٔ پاک او

💡 سر و سرکرده ی شهزادگان بود در آن شهزادگی شاه جهان بود

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز