لغت نامه دهخدا
شناعتی. [ ش َ ع َ ] ( ص نسبی ) شنعتی. شنعت کار. رسوا:
چون طشت بی سرند و چو در جنبش آمدند
الا شناعتی و دریده دهن نیند.خاقانی.
شناعتی. [ ش َ ع َ ] ( ص نسبی ) شنعتی. شنعت کار. رسوا:
چون طشت بی سرند و چو در جنبش آمدند
الا شناعتی و دریده دهن نیند.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون طشت بیسرند و چو در جنبش آمدند الا شناعتی و دریده دهن نیند