شمشاد بالا

لغت نامه دهخدا

شمشادبالا. [ ش َ /ش ِ ] ( ص مرکب ) راست قد و بلند بالا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

راست قد و بلند بالا

جمله سازی با شمشاد بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سایه تا افتاد ازان شمشاد بالا بر زمین آسمان رنگ قیامت ریخت گویا بر زمین

💡 آب می پیچد زحیرانی به دست و پای سرو از گلستانی که آن شمشاد بالا بگذرد

💡 بر گلستانی که آن شمشاد بالا بگذرد سرو را انگشت حیرت بر لب جو می‌کند

💡 تا شود استاد از آن اندام طور جلوه را سرو زانو پیش آن شمشاد بالا بشکند

💡 راستی را بنده ی شمشاد بالای توام ورنه من آزادم از هر سرو بستانی که هست

💡 به چشمش تیغ زهرآلود می گردید هر سروی چمن پیرا اگر می دید آن شمشاد بالا را