شعوبی

لغت نامه دهخدا

شعوبی. [ ش ُ بی ی ] ( ع ص نسبی، اِ ) کسی که تازیان را حقیر شمارد و آنان را بر ایرانیان و سایر مردمان ترجیح ندهد و فضیلتی برای عرب قائل نباشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه عرب را از عجم تفضیل ننهد، و آن گروه را شعوبیه گویند. ( از منتهی الارب ). آنکه عرب را برعجم و سایر ملل ترجیح ننهد. مسلمی غیرعرب که بر تفوق عرب بر ملل دیگر قائل نیست. مسلم که متعصب است درباره عجم. ج، شعوبیة. ( یادداشت مؤلف ). کسی که شأن عرب را فروشمرد و ایشان را شعوبیه گویند، و در صحاح آمده که شعوبیة فرقه ای باشند که عرب را بر عجم تفضیل ننهند. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به شعوبیة شود.
شعوبی. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی است به یمن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع. ] (ص نسب. ) کسی که عرب را پست شمارد.

فرهنگ عمید

پیرو شعوبیه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که قوم عرب را حقیر شمارد پیرو شعوبیه.

ویکی واژه

کسی که عرب را پست شمارد.

جمله سازی با شعوبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابومحمد عبدالسلام بن رَغبان دارای لقب دیک‌الجن (زادهٔ ۱۶۱- مرگ ۲۳۵ یا ۲۳۶ هجری قمری) شاعر عربی‌ شیعی‌مذهب و شعوبی بود.

💡 حمزه به شعوبی‌گری نیز متهم شده‌است. روشن نیست که این اتهام در روزگار خود وی نیز مطرح بوده یا نه. به نظر می‌رسد توجه فراوانش به زبان فارسی، آداب و رسوم، و تاریخ ایرانیان سبب طرح چنین اتهامی بوده‌است. تمایل وی نیز به تشیع، به‌رغم لحن جانب‌دارانه‌اش نسبت به علویان یا به کاربردن عباراتی چون «و الصلاة علی نبیه محمد و آله‌اجمعین» غیرمحتمل بوده و ذکر نامش در زمرهٔ مصنفان شیعه مذهب درست نمی‌نماید.

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز