شروانیان

لغت نامه دهخدا

شروانیان. [ ش َرْ ] ( اِخ ) مردم شروان. اهالی شهر شروان. ساکنان شروان:
من شکسته خاطر از شروانیان وز لفظ من
خاک شروان مومیایی بخش ایران آمده.خاقانی.قوت قوت عراق از مادت نطق من است
گرچه شریان دل شروانیان را نشترم.خاقانی.

جمله سازی با شروانیان

💡 مرغ سحر گهی است صفیر سلام او او را به آشیانه شروانیان رسان

💡 من شکسته خاطر از شروانیان وز لفظ من خاک شروان مومیائی بخش ایران آمده

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز