شجاعتی

لغت نامه دهخدا

شجاعتی. [ ش َ / ش ِ / ش ُ ع َ ] ( حامص ) بهادری و دلاوری. جرأت. دلیری. پردلی و تهور. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ماخوذ از تازی بهادری و دلاوری و جرات و دلیری و پر دلی و تهور.

جمله سازی با شجاعتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این پهلوان ورزشکاری بود درشت‌اندام و قوی‌هیکل ولی بی هنر و جبون و ترسو که نه میدان رفته و کشتی گرفته بود و نه جسارت و شجاعتی از خود نشان می‌داد اما بسیار ادعای پهلوانی می‌کرد و در عالم حرف و پرچانگی پشت حریفان نامدار را به خاک می‌مالید.

💡 زخم پذیر و پیش رو چون سپر شجاعتی گوش به غیر زه مده تا چو کمان خَمانمت

💡 با همان شجاعتی که جوانانمان در پاسخ به ندای دولت داشتند، اتحاد دوباره عناصر نظامی در بریتانیای کبیر و فرانسه، ارتش جدید ایجاد و سازماندهی خواهد شد. این ارتش در کنار متحدان ما خواهد جنگید... تمام نیروهایمان در خدمت آرمان‌هایمان قرار خواهند گرفت... این مهم است که مطمئن شویم که قدرت‌هایی که ما را پشتیبانی می‌کنند، همچنان به حمایتشان ادامه می‌دهند ...

💡 شجاعتی که برآیی به دیگران سهلست اگر به خویش برآیی تهمتنی به مصاف

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز