شبیکه

لغت نامه دهخدا

( شبیکة ) شبیکة. [ ش ُ ب َ ک َ ] ( ع اِمصغر ) تصغیر شبکه. دام شکارچی. ( از معجم البلدان ).
شبیکة. [ ش ُ ب َ ک َ ] ( اِخ ) نام دشتی است نزدیک عرجاء و گفته اند که نام محلی است میان مکه و زاهر و منزلی است از منازل حاجیان. ( از معجم البلدان ). || آبی است مر بنی سلول را. ( از معجم البلدان ).
شبیکه. [ ش َ ک َ ] ( از ع، اِ ) به معنی دام و کمند. ( ناظم الاطباء ). || هر چیز سوراخ سوراخ و پرسوراخ و سوراخدار. ( ناظم الاطباء ):
با وجود زال ناید انحلال
در شبیکه و در برت آن ذودلال.مولوی.

فرهنگ فارسی

تصغیر شبکه و دام شکارچی

جمله سازی با شبیکه

💡 از آن شبیکه به زلف توکرد شانه کشی نمی رود دل و دستم به هیچ کار هنوز

💡 برای بهبود سطح چشم چند هفته از قطره استفاده می‌شود. برای چند هفته باید از بلند کردن وزنه‌های سنگین خودداری شود. اگر برای نگهداری شبیکه در جای خود از گاز استفاده شده باشد از وسایل نگهدارنده خاصی برای سر استفاده می‌شود تا سر را به پایین نگه دارند یا سر به سمت خاصی در هنگام خواب نگه داشته شود. تا خروجی کامل حبابهای گاز باید از پرواز خودداری شود. ممکن است برای بهبود عوارضی نظیر خونریزی یا عفونت درمانهای بیشتری انجام شود.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز