لغت نامه دهخدا
( شبیکة ) شبیکة. [ ش ُ ب َ ک َ ] ( ع اِمصغر ) تصغیر شبکه. دام شکارچی. ( از معجم البلدان ).
شبیکة. [ ش ُ ب َ ک َ ] ( اِخ ) نام دشتی است نزدیک عرجاء و گفته اند که نام محلی است میان مکه و زاهر و منزلی است از منازل حاجیان. ( از معجم البلدان ). || آبی است مر بنی سلول را. ( از معجم البلدان ).
شبیکه. [ ش َ ک َ ] ( از ع، اِ ) به معنی دام و کمند. ( ناظم الاطباء ). || هر چیز سوراخ سوراخ و پرسوراخ و سوراخدار. ( ناظم الاطباء ):
با وجود زال ناید انحلال
در شبیکه و در برت آن ذودلال.مولوی.