شبط

لغت نامه دهخدا

شبط. [ ش َ ] ( ع مص ) زخمی ایجادکردن. شکاف و خراش باریک و دراز ایجاد نمودن. ( از دزی ج 1 ص 720 ): شبطه؛ او را مجروح کرد به جراحتی باریک و دراز. ( از محیط المحیط ). || در اصطلاح عامه، رسم کردن ساحر بر روی زمین خطی را: شبط الساحریشبط شبطا؛ رسم علی الارض علامة. ( از محیط المحیط ).
شبط. [ ش َ ب َ ] ( اِ ) شباط. ماه قبل از آذار. ( از اقرب الموارد ). رجوع به شباط شود.

فرهنگ فارسی

زخمی ایجاد کردن شکاف و خراش باریک و دراز ایجاد نمودن.

جمله سازی با شبط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی شبط کردیم رو با صد شتاب می‌نبودند آن دو طفل دل کباب

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
جا زدن یعنی چه؟
جا زدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز