کلمه «سیهگری» در زبان فارسی کهن به معنای حیلهگری، نیرنگ و فریبکاری به کار میرود. این واژه مرکب است و بیشتر در متون ادبی و شعر فارسی دیده میشود و دلالت بر رفتاری دارد که با نیت پنهان و فریب دیگران همراه است. سیهگری معمولاً بار معنایی منفی دارد و برای نکوهش کردارهای نادرست و دور از صداقت به کار میرود. شاعران بزرگی چون کمالالدین اسماعیل و خاقانی این واژه را در اشعار خود برای توصیف نیرنگ و فریب انسانها یا حتی به صورت استعاری برای جلوههای اغواگرانه به کار بردهاند. در برخی کاربردها، سیهگری به معنای «سیاه کردن» نیز آمده است، اما معنای غالب آن همان فریبگری و حیلهورزی است. این واژه اغلب در برابر صداقت، صفا و سپیدکاری قرار میگیرد. بهطور کلی، سیهگری مفهومی اخلاقی دارد و بیانگر رفتاری است که با دورویی و نادرستی همراه است.
سیه گری
لغت نامه دهخدا
سیه گری. [ ی َه ْ گ َ ] ( حامص مرکب ) حیله گری. فریبگری:
کرده اند از سیه گری خلقی
با همه کس پلاس با ما هم.کمال الدین اسماعیل.گرچه سپیدکاری است از همه روی کار تو
لیک قیامت است هم زلف تو در سیه گری.خاقانی.
فرهنگ فارسی
سیاه کردن
حیله گری. فریبگری
جمله سازی با سیه گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه سیه گری آموختی ز طرۀ خویش چرا از چهره نیاموختی نکوکاری؟
💡 عشوه گری و سیه گری پرده توست اینک کف دست تو سیه کرده توست