لغت نامه دهخدا
سگی کردن. [ س َک َ دَ ] ( مص مرکب ) ظالم و بیرحم گردیدن. ( ناظم الاطباء ). کنایه از مرتکب شدن بیرحمی و بی شرمی و بی مهری وبی رویی و دیگر امور ناملایم. ( آنندراج ):
گر سگی کردیم ای شیرآفرین
شیر را مگمار بر ما زین کمین.مولوی.
سگی کردن. [ س َک َ دَ ] ( مص مرکب ) ظالم و بیرحم گردیدن. ( ناظم الاطباء ). کنایه از مرتکب شدن بیرحمی و بی شرمی و بی مهری وبی رویی و دیگر امور ناملایم. ( آنندراج ):
گر سگی کردیم ای شیرآفرین
شیر را مگمار بر ما زین کمین.مولوی.
ظالم و بیرحم گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مچخ با هیچ کس در گفت بسیار که نبود سر سگی کردن بسی کار