لغت نامه دهخدا
سگساری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) سگبانی. سگداری:
پیش تند استر ناقص چو شکال
شغل سگساری و دستان چکنم.خاقانی.
سگساری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) سگبانی. سگداری:
پیش تند استر ناقص چو شکال
شغل سگساری و دستان چکنم.خاقانی.
سگبانی. سگداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی سگساری چرخ زبونگیر که شیران راسگان سازند نخچیر
💡 چگونه میر و سرهنگی که ننگ صخره و سنگی چگونه شیر حق باشد اسیر نفس سگساری