سکالش

لغت نامه دهخدا

سکالش. [ س ِ ل ِ ] ( اِمص ) فکر و اندیشه. ( برهان ) ( انجمن آرا ):
ای مج کنون تو شعر من از برکن و بخوان
از من دل و سکالش از توتن و روان.رودکی ( از سعید نفیسی ص 1022 ).سکالش چنان شد دو کوشنده را
که ریزند صفرای جوشنده را.نظامی.|| متفکر و اندیشه مند بودن. || خواستن. || کارسازی کردن. ( برهان ). رجوع به سگال وسگالش شود.

جمله سازی با سکالش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ و پیش ازین خود فتنه دلهای مؤمنان جستند و شور دل ایشان، وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ و ترا کارها روی بر وی گردانیدند در سکالش بد، حَتَّی جاءَ الْحَقُّ تا نصرت خدای که ترا داشت آمد، وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ و کار خدا و دین وی آشکارا شد و بلند، وَ هُمْ کارِهُونَ. (۴۸) و ایشان را ناخواها و بریشان دشخوار.

💡 مخالفی که سکالش کند بکینه او جهان فسوس کند روز وشب بر آن مسکین

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز