لغت نامه دهخدا
سپهر اثیر. [ س ِ پ ِ رِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کره ناری. ( شرفنامه ).
سپهر اثیر. [ س ِ پ ِ رِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کره ناری. ( شرفنامه ).
کره ناری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا غرض شرف بارگاه عالی تست که ساحتش به شرف باد بر سپهر اثیر
💡 نمود انجمنی آن چنان که مانندش ندیده است و نبیند، دگر سپهر اثیر
💡 به هر مقام که قدرت به صدر بنشیند ز آستانه نیابد گذر سپهر اثیر
💡 من که دو مویم ز سپهر اثیر پیش حریفان نه جوانم نه پیر
💡 دودی کز آتش دل خصمت کند صعود گردد ز سوز و تاب سپهر اثیر ملک