سپری کردن

لغت نامه دهخدا

سپری کردن. [ س ِ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرداخته کردن. ساختن: یا رب مرگ مرا از این دیوان و پریان پنهان کن تا آن مسجد سپری کند و تمام کند، پس خدای عزوجل دعای او اجابت کرد. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ). || تمام کردن. به انتها رساندن. بکمال رساندن. پایان دادن:
بتا نخواهم گفتن تمام مدح ترا
که شرم دارد خورشید اگر کنم سپری.رودکی.از بعد آن کیخسرو دل بر آن نهاد که یکبارگی کار افراسیاب سپری کند و چهار لشکر بزرگ ساخت. ( مجمل التواریخ ). || رهاندن. نجات دادن:
سپری کرد توانند ترا زآتش تیز
چون همی زیر قدم گردن کیوان سپرند.؟|| گذراندن. طی کردن: گفتا وزیر ملک چین بودم و عمر در خدمت او سپری کردم. ( مجمل التواریخ ). || نابود کردن. تارومار کردن: چون خروش بوق شنیدی بیرون آی تا سپاه دشمن سپری کنیم. ( مجمل التواریخ ). امراء، کمر بندگی دربستند تابه فر دولت او دشمنان را سپری کردند. ( مجمل التواریخ ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - تمام کردن بپایان رسیدن ۲ - معدوم کردن نابود ساختن.

جمله سازی با سپری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از سپری کردن آخرین سال عمرش در ژنو در حالیکه ویرایش‌های جدید نوشته‌هایش را آماده می‌کرد، مطالعه فرانسه را به پایان رسانیده و به عنوان عضو اسامبله ژنو بود، در مورد آزادی صحبت می‌کرد، او در سال ۱۸۴۲ میلادی به دلیل سرطان معده درگذشت.

💡 براساس زندگی‌نامه او، وی پس از کودتای ژنرال ایوب خان در پاکستان در سال ۱۹۵۸ برای اولین بار در سن سی سالگی به زندان افتاد؛ و پس از سپری کردن محکومیت خود از زندان آزاد شد، او برای دومین بار در دهه ۱۹۶۰ نیز به زندان افتاد. در سال ۱۹۷۳ به دستور ذوالفقار بوتو رئیس‌جمهور وقت پاکستان به زندان افتاد که تا کودتای ۱۹۷۷ ژنرال ضیاء الحق علیه بوتو در زندان بود.

💡 دنیل بر این بعد از دو سال سپری کردن مصدومیت در شوی ۲۰ مارس اسمک‌داون (برند) اعلام کرد که مصدومیت وی بهبود پیدا کرده و می‌تواند به رینگ برگردد در اواخر شو ناگهان مورد حمله سمی زین و کوین اونز قرار گرفت.

ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز