لغت نامه دهخدا
سوخته بید. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) زغال بید که در پالودن بکار بوده:
سوخته بید و باده بین رومی و هندویی بهم
عشرت زنگیانه را برگ و نوای تازه بین.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 458 ).رجوع به سوخته شود.
سوخته بید. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) زغال بید که در پالودن بکار بوده:
سوخته بید و باده بین رومی و هندویی بهم
عشرت زنگیانه را برگ و نوای تازه بین.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 458 ).رجوع به سوخته شود.
زغال بید که در بالودن بکار بوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راوُق جا م فرو ریخته از سوخته بید آب گل گوئی با مُعْصَفَر آمیختهاند
💡 برق تویی و بید من، سوختهٔ توام کنون سوخته بید خواه اگر رواق عید پروری