لغت نامه دهخدا
سهی قامت.[ س َ م َ ] ( ص مرکب ) بلندبالا. بلندقامت:
شنیدم سهی قامت سیم تن
که میرفت و میگفت با خویشتن.سعدی.
سهی قامت.[ س َ م َ ] ( ص مرکب ) بلندبالا. بلندقامت:
شنیدم سهی قامت سیم تن
که میرفت و میگفت با خویشتن.سعدی.
بلند بالا قامت رسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توئی آن سرو سهی قامت فرخنده لقا که بود کاخ فلک ناصردین کاشمرت
💡 نایافته طوطی بلب چشمه کوثر چون سرو سهی قامت تو نشو و نمائی
💡 ای سرو سهی قامت خوش رفتارم دریاب که شد گرچه نهان میدارم
💡 گل لطافت دارد و سرو اعتدال تو سهی قامت هم آن داری هم این
💡 یا مگر شیفته سرو سهی قامت تست که بر آهنگ نوا زد همه در پرده راست
💡 چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما