سه انگشت

لغت نامه دهخدا

سه انگشت. [ س ِ اَ گ ُ ] ( اِ مرکب ) افزاری سه شاخه که دهقانان بدان غله را بر میگردانند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

افزاری سه شاخه که دهقانان بدان غله را بر میگردانند

جمله سازی با سه انگشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت امام موسى عليه السلام فرمود در معالجه تب غب كهنهعسل و سياه دانه رابا هم ممزوج كن سه انگشت از آن بخور، كه اين هر دو مباركست و خداعسل را فرموده كه شفاست، حضرت پيغمبر فرمود كه در سياه دانه شفاى هر درد هست مگرمرگ.

💡 1 معرفت 2 راضى بودن 3 بسم الله گفتن 4 شكر كردن 5 شستن دست هاقبل از غذا 6 روى پاى چپ نشستن 7 با سه انگشت غذا خوردن 8 انگشت ها را پاك كردن9استفاده از غذايى كه مقابل انسان است 10 لقمه را كوچك برداشتن 11 غذا را خوب جويدن12 كمتر به مردم نگاه كردن

💡 18 - زن مستحب است در حال قيام نماز، دو پا را به هم بچسباند، در حالى كه براى مرداستحباب دارد پاها را از سه انگشت تا يك وجب فاصله دهد.

💡 به وسیله سه انگشت وسطی هر دو دست که روی سوراخ‌های ساز قرار می‌گیرند، انجام می‌شود. شست‌ها ساز را از پشت می‌گیرند. نوازنده زبانه را در داخل دهان قرار داده و در آن می‌دمد.

💡 و اما مسح سر، پس واجب مسح مقدارى از جلوى آن است و احتياط اينستكه كمتر از پهناى يكانگشت نباشد و بهتر از آن اين استكه مسح بمقدار سه انگشت بهم چسبيده باشد بلكه مسحكردن با سه انگشت و بمقدار سه انگشت از سر به احتياط نزديكتر است و دراين مسئلهفرقى بين مرد وزن نيست.

💡 وان گاه با سه انگشت آن لذت از لب خویش گیرند و رو به تهران از بهر من پَرانند

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز