لغت نامه دهخدا
سنگ باد. [ س َ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمی سنگ که با آب سایند و برای فرونشانیدن اورام بر موضع مالند. ( یادداشت مؤلف ).
سنگ باد. [ س َ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قسمی سنگ که با آب سایند و برای فرونشانیدن اورام بر موضع مالند. ( یادداشت مؤلف ).
قسمی سنگ که با آب سایند و برای فرو نشانیدن او رام بر موضع مالند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون رسد بر لاله ژاله آیدم زان سنگ باد کز تکلف لیلیش بر کاسه مجنون زده ست
💡 بر سنگ باد کاسۀ آن سرکه او ترا چون کفۀ ترازو خدمت بزر کند
💡 فال کردم دست بدخواهانش زیر سنگ باد راست چون دستی که سنگ آسیا دارد زبر
💡 آن صبر که می گفتم من کوه گران سنگ بادی بوزید از تو ندانم که کجا رفت