سنوت

لغت نامه دهخدا

سنوت. [ س َن ْ نو ] ( ع اِ )مسکه. || پنیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || شهد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). انگبین. ( مهذب الاسماء ). عسل. ( اقرب الموارد ). || نوعی از خرما. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شیره سطبر از هر چیزی. || رازیانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || زیره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ).
- رجل سنوت؛ مرد بدخلق.( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مسکه پنیر شهد نوعی از خرما

جمله سازی با سنوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریچل آن سنوت در ۱۹ سپتامبر ۱۹۹۵ در سیمزبری، کانکتیکات متولد شد. او از تبار ایتالیایی و ایرلندی است و کاتولیک بزرگ شده‌است. سنوت در ۲۰۱۴ از دبیرستان سیمزبری فارغ‌التحصیل شد.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز