سمن سا

لغت نامه دهخدا

سمن سا. [ س َ م َ] ( نف مرکب ) صفت زلف. ( آنندراج ). || آنچه با ساییدن آن بوی سمن برآید. رجوع به سمن سای شود.

فرهنگ فارسی

صفت زلف. یا آنچه با ساییدن آن بوی سمن بر آید.

فرهنگ اسم ها

اسم: سمن سا (دختر) (فارسی) (تلفظ: s.-sā) (فارسی: سَمن‌سا) (انگلیسی: saman-sa)
معنی: آن که شبیه سمن است و دارای چهره ای سفید، ( سَمن، سا ( پسوند شباهت ) )، آن که شبیه سمن است و دارای چهره ای سفید و با طراوت و لطافت است

جمله سازی با سمن سا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دوست حسین این همه سرمایه سودا از سلسله زلف سمن سای تو دارد

💡 قاسم بشب و روز همه حیرت و عشقست زان روی دل افروز و زان زلف سمن سا

💡 مرکز دور قمر چتر سمن سای تو باد تتق عصمت حق ستر معلای تو باد

💡 چه باشد گر شبی بر دست امّید سر زلف سمن سای تو گیرم

💡 سیدا دست کش از زلف سمن سای دگر چشم خود پوش ز رخساره زیبای دگر

💡 از خم زلف سیاه تو بریزد جانها گر صبا زلف سمن سای تو را شانه کند

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز