واژه «سلیمانوار» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که به معنای «مانند سلیمان»، «چون سلیمان» یا «به شیوه سلیمان» میباشد. این ترکیب وصفی، اشاره به حضرت سلیمان (ع) پیامبر و پادشاه بزرگ بنیاسرائیل در روایات اسلامی و یهودی دارد که در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد فرمانروایی عادل، حکمت، قدرت، شکوه و تسلط بر نیروهای ماوراءالطبیعه است. چنان که در اشعار شاعرانی چون نظامی و حافظ آمده، «سلیمانوار» رفتن یا بودن، کنایه از حرکت با عظمت و اقتداری شاهانه است که گاه با تصاویری خیالانگیز مانند همراهی با «جمعی پریزاد» (دیوها و پریان تحت فرمان) یا «سوار شدن بر هوا» تلفیق میشود. همچنین، این صفت میتواند بر برخورداری از دانش و حکمت الهی، تسلط بر زبان حیوانات و دارندگی بیپایان، همانند داستانهای مرتبط با حضرت سلیمان دلالت کند. بنابراین، هرگاه کسی یا چیزی به صورت «سلیمانوار» توصیف شود، ویژگیهایی چون اقتدار خردمندانه، شوکت همراه با عدالت، و توانایی انجام کارهای خارقالعاده به ذهن متبادر میگردد.
سلیمان وار
لغت نامه دهخدا
سلیمان وار. [ س ُ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) چون سلیمان. مانند سلیمان:
چو گفت این قصه بیرون رفت چون باد
سلیمان وار با جمعی پریزاد.نظامی.چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار
سحر که مرغ درآید بنغمه ٔداوود.حافظ.
فرهنگ فارسی
چون سلیمان. مانند سلیمان.
جمله سازی با سلیمان وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شه حارث چو خورشیدی خجسته سلیمان وار در پیشان نشسته
💡 چو یوسف است بخوبی ولی سلیمان وار هزار کشور جانرا بیک نظر گیرد
💡 هلالی میشود پیدا به زیر دامن گردون چو با چتر شهنشاهی سلیمان وار میآید
💡 شاه خواهد بدان دلیل گرفت همه ملک جهان سلیمان وار
💡 نگارا بر پرویان سلیمان وار شاهی کن که چون حسن تو ملک جان نگیرد کس بآسانی