لغت نامه دهخدا
( سلبة ) سلبة. [ س ُ ب َ] ( ع اِمص ) برهنگی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
( سلبة ) سلبة. [ س ُ ب َ] ( ع اِمص ) برهنگی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
برهنگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولانباتور در سال ۱۶۳۹ میلادی به عنوان صومعهای برای چادرنشینان بودایی بنیاد شد و از سال ۱۷۷۸ در محل کنونیاش یعنی پیوندگاه دو رود تول و سلبه به صورت سکونتگاهی دائمی درآمد. پیش از این تاریخ، این سکونتگاه ۲۸ مرتبه تغییر مکان داد و هر بار نقطهای جدید را طی مراسمی دینی برای آن برمیگزیدند.
💡 294- مانند صحاح جوهرى، نهاية اللغه ابن اثير، لسان العرب ابن منظور،قاموس و شرح آن. 295- سنن دارمى، ج 2، ص 229، باب منقتل قتيلا فله سلبه از كتاب السيره؛ مسند احمد، ج 5، ص 295 و 306 و 12؛ سننابوداود، كتاب الجهاد، ج 2، ص 3،؛ سنن ابوداود، باب فى السلب يعطىالقاتل از كتاب الجهاد، ج 2، ص 13.
💡 (... واءجهد راءيك لهم اذا استشاروك ثم لاتعزم حتى تثبّت وتنظر ولا تجب فى مشورةحتى تقوم فيها وتقعد وتنام وتصلّى وانت مستعمل فكرك وحكمتك فى مشورته، فانّ من لميمحّض النصيحة لمن استشاره سلبه اللّه تبارك وتعالى راءيه ونزع عنه الا مانة...).(109)
💡 در حديث آمده است كه: من قتل قتيلا فله سلبه (295). يعنى سلباموال همراه كشته شده، از آن كشنده اوست.