فرهنگ عمید
۱. کسی که چیزی را سفید کند.
۲. = سفیدگر
۳. (صفت ) [مقابلِ سیه کار] [مجاز] نیکوکار، صالح، درستکار.
۱. کسی که چیزی را سفید کند.
۲. = سفیدگر
۳. (صفت ) [مقابلِ سیه کار] [مجاز] نیکوکار، صالح، درستکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جز مهراب، بقیهٔ تالار گنبدی سفیدکاری شدهاست، اگرچه شاید در اصل آذین دیگری نیز در گذشته داشتهاست. این تالار اکنون دارای موزهٔ سرامیک است.
💡 «المحسن» یا «سید محسن» بقعهای کوچک روی تپهای مشرف به مرکز شهر حمیدیه است. گنبد ساده آن با ارتفاع هشت متر و ایوانی که به رنگ سبز نقاشی شدهاست. دیوار آجری آن، اما تازهساز است. سفیدکاری شده و سرامیکهایی دیوارهای داخلی بقعه را میپوشانند.
💡 اول چهار نفر از دوازده امام است که در بقعهٔ بزرگی که به صورت هشتضلعی ساخته شده و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است.
💡 انواع مصالح نازککاری در فضای داخلی از جمله سفیدکاری با گچ به آسانی روی سطوح دیوارها و سقف امکانپذیر است. از طرف بیرونی در روی سطوح دیوار نیز انواع نماها از قبیل آجر، سنگ، سرامیک و سیمانکاری با آستر و رویه قابل اجرا میباشد.
💡 تلمبه مهدی سفیدکار، یک آبادی از توابع بخش ماهان، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.