لغت نامه دهخدا
سفتنی. [ س ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) سوراخ کردنی. در خور سوراخ کردن:
بپاسخ گفت کاین در سفتنی نیست
و گر هست از سرپا گفتنی نیست.نظامی ( خسرو و شیرین ص 65 ).
سفتنی. [ س ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) سوراخ کردنی. در خور سوراخ کردن:
بپاسخ گفت کاین در سفتنی نیست
و گر هست از سرپا گفتنی نیست.نظامی ( خسرو و شیرین ص 65 ).
سوراخ کردنی. در خور سوراخ کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی سیمرغ مانع آمد و گفت به گوشش در راز سفتنی سفت
💡 بگفتی آنچه باشد گفتنی بود بسفتی هر گهر کو سفتنی بود
💡 برفت و از آن با فرانک بگفت ز درهای نا سفتنی را بسفت
💡 گفتیم سخنی که گفتنی بود سفتم گهری که سفتنی بود
💡 ولی این راز اینجا گفتنی نیست دُرِ اسرار اینجا سفتنی نیست