سست نظم

مترادف‌ها

بی‌نظمی، آشفتگی، بی‌انضباطی

متضادها

نظم، انضباط

لغت نامه دهخدا

سست نظم. [ س ُ ن َ ] ( ص مرکب ) که شعر او سخته و محکم نباشد. که شعر او رسا و پرمعنی نیست:
حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خداداد است.حافظ.

فرهنگ فارسی

که شعر او سخته و محکم نباشد. که شعر او رسا و پر معنی نیست.

جمله سازی با سست نظم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صغیر را شده بانی بشعر تر حافظ حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ

💡 حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ؟ قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست

💡 حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ قبول خاطر و لطف سخن خدا داد است

💡 سست نظم موجود در سیستم اداری باعث شده است که بسیاری از شهروندان برای انجام امور ساده خود مجبور به صرف زمان بسیار زیادی شوند.

💡 اگر مدیریت در این سازمان با دقت بیشتری اعمال نشود، سست نظم می‌تواند منجر به شکست کامل تمامی پروژه‌های استراتژیک و حیاتی شرکت گردد.

💡 از نظر تحلیلگران سیاسی، سست نظم در ساختارهای حکومتی می‌تواند زمینه‌ساز بروز بحران‌های اجتماعی گسترده و ناامیدی در میان نسل‌های جوان کشور باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران