لغت نامه دهخدا
نظم گستری. [ ن َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) شاعری. عمل نظم گستر. رجوع به نظم گستر شود:
با این طبیعت کج و این فهم دون اساست [ ؟ ]
هر یک سپرده اند به خود نظم گستری.طالب ( آنندراج ).
نظم گستری. [ ن َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) شاعری. عمل نظم گستر. رجوع به نظم گستر شود:
با این طبیعت کج و این فهم دون اساست [ ؟ ]
هر یک سپرده اند به خود نظم گستری.طالب ( آنندراج ).
شاعری ٠ عمل نظم گستر ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوم این عید را در درگه شه نمایم رسم مدحت گستری را
💡 سحرگهان که صبا نافه گستری می کرد به باغ گل ز غمت پیرهن دری می کرد
💡 خوری گر بپوشی و گر گستری سزد گر به دیگر سخن ننگری
💡 تنی جز من ترا زین جان نثاران بدین صدق و ارادت گستری نیست
💡 فضل و فعل تو فزون از فعل او زیرا که او روشنائی گسترد تو پارسائی گستری
💡 گل بویی آنقدر که زهر تار تار موی تاتارها چو جیب صبا نافه گستری