لغت نامه دهخدا
سرکه فشانی. [ س ِ ک َ / ک ِ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) کنایه از سختی در عبارت. || بدگویی کردن. || طعنه زدن. ( برهان ).
سرکه فشانی. [ س ِ ک َ / ک ِ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) کنایه از سختی در عبارت. || بدگویی کردن. || طعنه زدن. ( برهان ).
۱ - سرکه ریزی. ۲ - بد گویی طعنه زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرکه فشانی چه کنی؟ کآتش ما را بکشی؟ کآتشم از سرکهات افزون شود افزون شررم