لغت نامه دهخدا
سرکلانتر. [ س َ ک َ ت َ ] ( اِ مرکب ) رئیس کلانتری. رئیس پلیس. ( فرهنگ فارسی معین ).
سرکلانتر. [ س َ ک َ ت َ ] ( اِ مرکب ) رئیس کلانتری. رئیس پلیس. ( فرهنگ فارسی معین ).
رئیس کلانتری، رئیس پلیس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۶ تیر ۱۳۹۸ به دستور فرمانده نیروی انتظامی، رئیس پلیس تهران از عملکرد مأموران سرکلانتری چهارم قدردانی کرده و به آنها لوح تقدیر و هدایای نقدی داد.
💡 در چهارم تیر ۱۳۹۸ در بوستان تهران پارس دو مأمور نیروی انتظامی سرکلانتری چهارم، یک زن جوان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.