سرمان

لغت نامه دهخدا

سرمان. [ س ُ] ( ع اِ ) زنبوری است بد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

زنبوری است بد

جمله سازی با سرمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (ما فرشتگان ) جز به فرمان پروردگارتنازل نشويم كه هر چه جلو رويمان و هر چه پشت سرمان هست از او است، و پروردگارتفراموش كار نيست (64).

💡 دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن بیا و آنچه جم می دید در ساغر تماشا کن

💡 ((خانواده ما يك خانواده روحانى از دو سو بود، هميندليل هم بود كه ما از بچگى ملبس به لباس روحانى بوديم، من و برادر بزرگم آقاسيد محمد... از دوران دبستان عمامه سرمان بود...))(1014)

💡 ناگهان قطعه ابرى بالاى سرمان شروع به باريدن نمود، دهن خود را باز نموده وقطرات باران كه به درون ما رسيد توانستيم حركت كنيم پس ظرفها را گذارديم تا ازباران پر مى شد و در خم مى ريختيم تا اينكه خم پر شد و ابر رفت و تا امروز كه بهوسيله پارو خود را به دوبى رسانديم آب تمام شد.

💡 زمانه چه زودمان درگذر است. گاهی با ما براه است و گاه آب از سرمان میگذراند.

💡 تام سرمانی (زادهٔ ۱ ژوئیه ۱۹۵۴) بازیکن سابق و مربی اسکاتلندی فوتبال است. او پس از یک دوره طولانی حضور به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال زنان استرالیا هدایت تیم ملی فوتبال زنان ایالات متحده آمریکا را بر عهده گرفت.

تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز