سرتیزی

کلمه «سرتیزی» به معنای تندی، تیزی و خشونت در رفتار یا گفتار فرد است و نشان‌دهنده شدت عصبانیت و عدم مدارا می‌باشد. معنای دقیق این واژه اشاره دارد به حالت روحی یا رفتاری که شخص با شتاب و بدون صبر، تند و خشن عمل می‌کند. «سرتیزی» می‌تواند در گفتار، نوشتار یا برخوردهای عملی دیده شود و اغلب با بی‌احترامی یا شدت بیان همراه است. این واژه در ادبیات فارسی برای توصیف شخصیت یا حالت فردی به کار رفته که تحمل کمی دارد و سریع عصبانی می‌شود. سرتیزی گاهی به شکل ویژگی منفی در انسان توصیف می‌شود و نشان‌دهنده عدم کنترل هیجانات و رفتارهای تند است. شناخت معنای «سرتیزی» به درک بهتر متون ادبی و اخلاقی کمک می‌کند و فهم دقیق رفتار شخصیت‌ها را آسان می‌سازد. این واژه در ترکیب با دیگر صفات نیز کاربرد دارد، مانند «سرتیز و کم‌تحمل» یا «سرتیز و تندخو»، که شدت عصبانیت را بیشتر نشان می‌دهد.

لغت نامه دهخدا

سرتیزی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) تندی. تیزی:
بسیار چو سوزن ارچه سرتیزی کرد
هم بخیه بی زریش بر روی افتاد.فرقدی. || خشونت. عصبانیت. لجاجت: چون محمدشاه از شهر بیرون شد به در حصار زرند آمد و جنگ درپیوست، چند مرد ازآن ِ او سرتیزی نمودند و در خندق حصار شدند. ( بدایعالازمان فی وقایع کرمان ).
ز سرتیزی آن آهنین دل که بود
به عیب پریرخ زبان برگشود.سعدی ( بوستان چ فروغی ص 175 ).چندانکه قفا خوردم از او چون سندان پیشانی من سخت تر آمد در کار تا باز شدم عاقبت از سرتیزی با آن همه سرزنش. ( از تاریخ وصاف ).

فرهنگ فارسی

تندی تیزی یا خشونت عصبانیت

جمله سازی با سرتیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر آن‌ها راست که با او درآوردند سر با سر کم از خاری که زد با گل ز چالاکی و سرتیزی

💡 هست سرتیزی شعار شیر نر هست دم داری در این ره روبهی

💡 همچو سوزن، اگرچه سرتیزی بخیه بر روی کار میفکنی

💡 روزی از سوزن نکرد الا که چون درهم کشید برگ گل سرتیزی خار مغیلان برنتافت

💡 آن یکی گوید «این چه سرتیزی‌ست؟‌ نقش‌بندی و رنگ آمیزی‌ست‌؟»