سر صبح

لغت نامه دهخدا

سرصبح. [ س َ ص ُ ] ( اِ مرکب ) نام آهنگی است. آهنگ بیدار کردن سربازان را بصبح. آهنگ که سربازان پیش از سپیده دم نوازند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به آهنگ شود.

فرهنگ فارسی

نام آهنگی است آهنگ بیدار کردن سربازان را بصبح

جمله سازی با سر صبح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رقیبان شب گشته سرمست خواب فرو برده سر صبح صادق به آب

💡 بر سر صبح صادق، از نامش طبق نور کرده مهر نثار!

💡 به نسیم سخن سرد پریشان نشوند همچو دستار سر صبح، پریشان خودند

💡 تیغ در دست است یار از جیب بیرون آر سر صبح شد بی‌پرده از خواب ‌گران بردار سر

💡 سیم و زر انجم که فلک شب همه شب جمع سازد، همه از بهر نثار سر صبح است

💡 چون پنجه خورشید شود زود زبردست هر دست دعایی که به زیر سر صبح است

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز