لغت نامه دهخدا
سر دزدیدن. [ س َ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) سر پنهان کردن. سر نهان ساختن:
به گریبان تأمل سر خود دزدیدن
صدف گوهر یکدانه خاموشان است.صائب ( از بهار عجم ).|| بازداشتن. دست برداشتن. ( مجموعه مترادفات ص 57 ).
سر دزدیدن. [ س َ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) سر پنهان کردن. سر نهان ساختن:
به گریبان تأمل سر خود دزدیدن
صدف گوهر یکدانه خاموشان است.صائب ( از بهار عجم ).|| بازداشتن. دست برداشتن. ( مجموعه مترادفات ص 57 ).
سر پنهان کردن سر نهان ساختن یا باز داشتن دست برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زندگانی شیوهٔ عجز است باید پیش برد نیست سر دزدیدن ازپشت دوتا مزدور را