لغت نامه دهخدا
سخوان. [ س ُ خوا / خا ] ( اِ ) استخوان:
خسروا جایی بهمت ساختی جایی بلند
پر ز خوان خواهی کنونش کرد خواهی بر سخوان.عسجدی ( دیوان ص 31 ).
سخوان. [ س ُ خوا / خا ] ( اِ ) استخوان:
خسروا جایی بهمت ساختی جایی بلند
پر ز خوان خواهی کنونش کرد خواهی بر سخوان.عسجدی ( دیوان ص 31 ).
= استخوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان