سخت زور

لغت نامه دهخدا

سخت زور. [ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از پر زور. ( آنندراج ): چنانکه او را [ هرمز ] دل آور و سخت زور گفتندی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 20 ).
ز سختی که زد رومی سخت زور
سرش را در آخرگهش کرد کور.امیرخسرو ( از آنندراج ).

جمله سازی با سخت زور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صدمه های دل طپیدن سخت زور آورده است بر فلک رفت استخوان پهلوی ما چون هلال

💡 حدیث دونان بر من به ناسزا مشنو که سخت زور بماندم به طالع از بهتان

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز